ناگفته های آبجی کوچیکه
فک می کردم وقتی ازدواج کنم می تونم رابطه خانوادگی با یه سری آدما ایجاد کنم بدون ایجاد هیچ شک و فکری که آسیب اون خانواده ها بشه
ولی نشد
دلم برای ارتباط با بعضیا داره پر پر می زنه ... کاش می تونستم این رابطه خانوادگی رو برقرار کنم ... کاش
جون خودم اگر بگن هالو گل سر سبده/ توی تموم شاعرای طنز و جد سرآمده / بگن رو دستش تاحالا هیچ شاعری نیومده / تموم ریزه کاری طنزو فقط اون بلده / می گم که این کارا دیگه قدیمیه کپک زده / من که دیگه رأی نمی دم می خوای بده می خوای نده
اگر بیان جوازمو دوباره حاضر بکنن / فیلمای توقیف شدمو پروانه صادر بکنن / دفترمو باز بکنن صدر دفاتر بکنن / کتاب...امو چاپ کنن اصلا منو ناشر بکنن / بهم بدن یه وام تبصره سه خارج از رده / من که دیگه رأی نمی دم می خوای بده می خوای نده
اگر کرایه ور بیوفته تاکسی مفتکی بشه / تو مترو واسه هر نفر یه واگن تکی بشه / دموکراسی جانشین سیستم زورکی بشه /اصلا رئیس جمهورمون آقای متکی بشه / بگن که این رفته و اون یکی روی کار اومده / من که دیگه رأی نمی دم می خوای بده می خوای نده
اگر بیان رو پشت بوم هر خونه دیش بذارن/ مثل یه دولت قوی بیان و پا پیش بذارن / برا گوگوش و داریوش برنامه تو کیش بذارن / یا اینکه کنسرت قمیشی توی تجریش بذارن / امر به معروف نکنن که این خوبه یا اون بده /من که دیگه رأی نمی دم می خوای بده می خوای نده
بگن که دختر پسرا با هم بیان با هم برن / هشت روز هفته تو خونه پارتی و مهمونی بدن / برقصن و بخونن و بلنبونن ، بجنبونن / باهم دیگه خوش باشن و شوخی کنن تا می تونن / نوار ساسی گوش بدن یا بندری یا هایده /من که دیگه رأی نمی دم می خوای بده می خوای نده
صبح که می شه در بزنن مفتکی صبحونه بدن / یه کاسه کله پاچه با سنگک شا دونه بدن / بنزین رو تو ظرفای بیست لیتری در خونه بدن / به کچلا کلاه گیس و به مو دارا شونه بدن / امضا بدن وعده هاشون قلابی نیست صدی صده /من که دیگه رأی نمی دم می خوای بده می خوای نده
اگر بیان و تهرونو بدن به دست کارشناس / در اختیارش بذارن صد تا تریلی اسکناس / اونم بیاد عوض کنه سیستم شهر رو از اساس / جوری که اشتباه کنن همه با شهر لاسوگاس / بازم می گم اینا همش حقه س و دوز و شعبده /من که دیگه رأی نمی دم می خوای بده می خوای نده
بگن که دخترا بیان قلیون مفتی بکشن / تموم دختر پسرا به همدیگه آب بپاشن / اینجوری دوس دارن بشن / اونجوری دوس دارن باشن / هیشکی نگه واه که چقد این جوونا تن لشن / به هم بدن اس ام اسای پ ن پ یا د ِ نَ د ِ / من که دیگه رأی نمی دم می خوای بده می خوای نده
اگر بگن هر کی می خواد اللی تللی کنه / هر کسی که می تونه کودتای مخملی کنه / یاور درویش بشه و همش علی علی کنه / اصلا بیاد به جای ما تکیه به صندلی کنه / از این به بعد وزیر می شه هر کی که کارو بلده / من که دیگه رأی نمی دم می خوای بده می خوای نده
به هر کی مستاجره یک خونه ی مجانی بدن / اثاثش هم بدن ، تماما انگلستانی بدن / فرشاش رو انگلیسی نه ، اونا رو کرمانی بدن / وسایل برقیشم از دم همه آلمانی بدن / بگن که خرت و پرتاش هم از اون ور آب اومده / من که دیگه رأی نمی دم می خوای بده می خوای نده
اگر سیاست مدارای متفاوت بسازن / زندونا رو خراب کنن به جاش توالت بسازن / از صورت زندونیا یه دونه ماکت بسازن / بعد تو موزه ببرن ، یه غرفه ثابت بسازن / از اونا اسطوره بسازن این هوا و این قده / من که دیگه رأی نمی دم می خوای بده می خوای نده
اگر بیان بگن حجابو بی خیالش بشینو / یا دوباره نشون بدن بدون سانسور اوشینو / کسی دیگه نگه کجا وایسا ، چه جوری بشینو / کسی دیگه نگرده صندوق عقبای ماشینو / بگن که آستین کوتاه والله نداره مفسده / من که دیگه رأی نمی دم می خوای بده می خوای نده
اگر سیاست یه طرف دین یه طرف جدا بشه / سانسور و این مسخره بازیا همش رها بشه / اگر تو هر محله ای چند تا کاباره وا بشه / کنار دریای خزر عین زمون شاه بشه / تو هر کوچه پس کوچه جای سوپر یه میکده / من که دیگه رأی نمی دم می خوای بده می خوای نده
اگر بیان بگن آقا هر چی تو می گی همونه / ماهی سه میلیون و دویست تومن بدیم به هر خونه ؟ / منم می گم پول چی چیه ، ملا چرا فراوونه؟ / این همه ملا برا چی ولو تو کل ایرونه / اونام بگن که جای ملا توی قم یا مشهده / من که دیگه رأی نمی دم می خوای بده می خوای نده
اگر بگن هر کی می خواد لباس رنگی بپوشه / قرمز و سبز و صورتی ، پوست پلنگی بپوشه / بدون مانتو شلوار لوله تفنگی بپوشه / خب بره آزاده ، اصلا دامن تنگی بپوشه / بگن تموم مشکلا از روسری و چارقده / من که دیگه رأی نمی دم می خوای بده می خوای نده
اگر بیان طلا و نقره بگیرن هیکلمو / لیدی گاگا مجری بشه تو رادیو تلویزیون / یا اینکه باز دوباره یک تومن بشه قیمت نون / بگی آقا چنده کوکا؟ جواب بده چهار قرون / یه تومنی یه قرونی اصلا می دونی چه قده ؟ / من که دیگه رأی نمی دم می خوای بده می خوای نده
چرا خجالت بکشم یا بکنم رو دربایستی / تومن چیه قرون چیه ، بهت بگم حضرت عباسی؟ / شکر بشه یه عباسی ، روغن بشه دو عباسی / آدم پیر راس راسی ، وا بدارن به رقاصی / حتی با اون هالو که شهر قصه رو خوب بلده / من که دیگه رأی نمی دم می خوای بده می خوای نده
داداش روح الله دختر دار شده ... اسمش هم آیدا گذاشتن ... چند ماهی می شه ولی من تازه باخبر شدم و خییییییییییلی خوشحالم!
بیشتر از یک سال میشه که اینجا نیومدم ... چقدر همه چیز عوض شده و چقدر خودم عوض شدم!
توی این یه سال و اندی هیچ وقت هوس اینجا اومدن به سرم نزد چون به اندازه کافی دلیل داشتم برای نیومدن ... دلیل اصلی نیومدنم سر و کله زدنا توی محیط پیام رسان بود و دلخوریایی که منو از اونجا و هر چی بهش متصل می شد دلزده کرد.
امشب یهویی بدجور هوای وبلاگم رو کردم ... همون وبلاگی که خیلی از ناگفته هامو توش نوشتم ... همون وبلاگی که قبل از بوجود اومدن پیام رسان یه جای عالی برای گفتن حرفام بود ... امشب اومدم با خاطراتی که توی وبلاگمه خلوت کنم!
وقتی دیدم پیام های نخونده ام نزدیک 17000 تا شده خندم گرفت ... خوشحالم که حتی وسوسه هم نشدم ببینم چی به چیه!
من هنوز همون آبجی کوچیکه ام ... همونی که عاشق عکاسی و اسکیت و نی نی هاس ...علایقم عوض نشده ولی اولویت های زندگیم چرا!
همون طور که عشق واقعیه پاک می تونه طلسمی رو که یه ناپاک ایجاد کرده از بین ببره و با یه بوسه عاشقانه یه قورباغه تبدیل به شاهزاده بشه بعضی وقتام به اســــــــم عشق، پاکی وجود طلسم ناپاکیا می شه و شاهزاده تبدیل به قورباغه! ..... مواظب شاهزاده وجودت باش! 